mahiinA mahiinA .

mahiinA

تفاوت سنی در ازدواج

شانس شما در ازدواج با کسی که بیست الی سی سال از شما بزرگ تر است ، چه قدر خواهد بود؟
چنین ازدواج هایی احتمال شکست بیشتری دارند. در واقع این اختلاف سنی ها شبیه به اختلاف سنی دختر و پدری یا مادر و پسری می شود.

همسر سن بالای شما دیگر نمی تواند انرژی و هیجان زیادی داشته باشد. بلوغ و پختگی او به شما احساس جدی بودن زیاد می دهد. زمانی که می بینید که دوستانتان با یک فرد با سن مناسب ازدواج کرده اند و از زندگی پر از شور جوانی خود لذت می برند ، احساس بدبختی و افسردگی می کنید.


چه چیزی باعث می شود که با فردی همسن پدر یا مادرتان ازدواج کنید؟ پول . بله. شما شیفته ثروت این فرد شده اید. دلتان می خواهد که از ثروت و استقلال او لذت ببرید. احساس می کنید که با برآورده شدن نیاز های شخصی تان، ازدواجتان نیز دوام خواهد آورد.

اما این ازدواج، زمانی که اختلاف سنی خیلی زیاد شود ، بسیار کوتاه مدت خواهد بود. افکار و طرز فکری شما هرگز نمی تواند با یکدیگر هماهنگ باشد.

اختلاف سنی هشت الی پانزده سال چطور؟
اگر همسر شما احساس شادی و سرزندگی داشته باشد ، احتمالا زندگی شما دوام خواهد آورد.
اگر او سالم باشد، می تواند از لحاظ جنسی هم فعال عمل کند.
اگر می داند که چگونه باید شما را شاد کند، اختلاف سنی هشت تا پانزده سال مهم نخواهد بود.
اگر با فردی کوچکتر از خودمان ازدواج کنیم، چه اتفاقی می افتد؟
شریک زندگی تان شما را فردی خشک و کسل کننده ای خواهد دانست.
او هیچ وجه مشترکی برای گفتگو با شما ندارد.
بلوغ و پختگی شما باعث ایجاد جنگ و جدل خواهد شد ، زیرا ذهن جوان تر او پذیرای تفکرات شما نیست.
ازدواج با اختلاف سنی دو تا چهار سال چگونه خواهد بود؟
زمانی که هر دو جوان باشید، می توانید انرژی و لذت بالایی را تجربه کنید . افکار شما جوان خواهد بود و فعالیت های شما پر شور، با حرارت و مهیج تر خواهد بود.

اگر همسرتان از گروه سنی یکسان باشد، زندگی شما پس از ازدواج رمانتیک، هیجان انگیز، تازه و پر از انرژی خواهد بود. این ها چیزهایی هستند که نمی توانید در کنار یک همسر میان سال یا پیر تجربه کرده و از آن ها لذت ببرید. همچنین زمان دارید که اشتباهات روابط خود را برطرف کنید.

برای مطالعه ادامه مطلب کلیک کنید....

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ساعت: ۰۵:۳۷:۴۱ توسط:مهین موضوع: نظرات (0)

تفاوت آنالوگ و دیجیتال در تکنولوژی

سیگنال آنالوگ به هر سیگنال پیوسته ای گفته می شود که برای آن ویژگی زمان متغیر است؛ یعنی مثلا یک سیگنال در یک لحظه با سیگنال بعدی متفاوت است. سیگنال آنالوگ از نظر نوسانات کوچکی که در سیگنال رخ می دهد با سیگنال دیجیتال فرق می کند.

سیگنال دیجیتال از مقادیر گسسته یا ناپیوسته استفاده می کند در حالی که سیستم های غیر دیجیتال (یا آنالوگ) از طیف وسیعی از مقادیر برای نمایش اطلاعات استفاده می کنند. با اینکه بازنمودهای دیجیتالی به شکل گسسته هستند ولی اطلاعات ارائه شده می توانند از هم جدا باشند یا به صورت اعداد و حروف و یا به شکل پیوسته مثل صدا، تصویر و اندازه گیری های دیگر سیستم های پیوسته نشان داده شوند.


ویژگی های سیگنال های دیجیتال در مقایسه با آنالوگ
اطلاعات دیجیتالی ویژگی های خاصی دارند که آن را از سیستم های ارتباط آنالوگ متمایز می کند. این ویژگی ها شامل موارد زیر می شوند:

همگام سازی: ارتباطات دیجیتالی برای مشخص کردن همگام سازی از توالی های خاصی استفاده می کند.
زبان: ارتباطات دیجیتالی به زبانی نیاز دارند که هم فرستنده و هم گیرنده به آن واقفند و این زبان باید معنای توالی نماد را نشان بدهد.
خطاها: اختلال در ارتباطات آنالوگ باعث ایجاد خطا در ارتباطات واقعی در نظر گرفته شده می شود؛ اما اختلال در ارتباطات دیجیتالی باعث ایجاد خطا در ارتباطات آزاد نمی شود. در واقع این خطاها باید بتوانند نمادهای بیان شده را جایگزین، درج یا حذف کنند.
کپی کردن: کپی های گرفته شده از ارتباطات آنالوگی کیفیت اصل را ندارند ولی چون ارتباطات دیجیتالی بدون خطا هستند می توان نسخه های کپی شده آنها را به طور نامحدود تهیه کرد.
دانه بندی (Granularity): برای اینکه یک مقدار آنالوگ که به طور پیوسته در حال تغییر است به فرم دیجیتال نشان داده شود در مرحله کمی سازی خطای اندکی رخ می دهد . این اختلاف به خاطر تفاوت در مقدار آنالوگ واقعی و مقدار نمایش داده شده دیجیتالی است و به عنوان یکی از ویژگی های فناوری دیجیتال و با نام دانه بندی (Granularity) شناخته می شود.
از دست ندهید: تفاوت بین کاراکتر و شخصیت در چیست؟ با مثال

تفاوت در کاربرد تجهیزات آنالوگ و دیجیتال
خیلی از دستگاه هایی که ما با آنها سر و کار داریم آنالوگ یا دیجیتال هستند. میکروفون و بلندگو نمونه های خوبی از دستگاه های آنالوگ به شمار می روند. فناوری آنالوگ ارزان تر است؛ اما در یک زمان مشخص فقط می توان مقدار محدودی از اطلاعات را با آن انتقال داد.

تکنولوژی دیجیتال روش کار بسیاری از دستگاه ها و تجهیزات را متحول کرده است. در این فناوری داده ها به کد دودویی تبدیل می شوند و بعد دوباره در نقطه پذیرش به فرم اصلی جمع می شوند. از آنجایی که این موارد به راحتی قابل دستکاری هستند، فناوری دیجیتال طیف گسترده ای از آپشن ها و گزینه ها را در اختیار شما قرار می دهد. به طور کلی دستگاه های دیجیتال از آنالوگ گرانقیمت تر هستند.

مقایسه کیفیت آنالوگ در مقایسه با دیجیتال
دستگاه های دیجیتالی داده ها را تفسیر و دوباره نویسی می کنند و در این فرایند ابزارهای دیجیتالی نسبت به دستگاه های آنالوگ بیشتر در معرض از دست دادن کیفیت هستند. خوشبختانه پیشرفت های کامپیوتری و استفاده از تکنیک های تشخیص و تصحیح خطا اختلالات مصنوعی ناشی از سیگنال های دیجیتال را به حداقل می رسانند و کیفیت را افزایش می دهند.


تفاوت در نرم افزارها
در حال حاضر فناوری دیجیتال در صنعت تلفن همراه کارآمدترین بوده است و گوشی های آنالوگ حتی با وجود وضوح صدا و کیفیت خوب از رده خارج شده اند.

فناوری آنالوگ شامل سیگنال های طبیعی مثل گفتار انسان می باشد. با استفاده از فناوری دیجیتال می توان این گفتار انسانی را در کامپیوتر ذخیره کرد؛ بنابراین فناوری دیجیتال افق های بی پایان استفاده و کاربرد را در پیش چشم شما قرار می دهد.

برای مطالعه ادامه مطلب کلیک کنید....


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ساعت: ۰۵:۳۵:۴۲ توسط:مهین موضوع: نظرات (0)

چرا و چگونه کتاب بخوانیم؟

راهنمای کلاسیک امروز ما به شما یاد می دهد که چطور سریع تر، عمیق تر و موثرتر از همیشه کتاب بخوانید. این راهنما توسط متفکران و فیلسوفانی مثل آدلر (Adler) و ون دورن (van Doren) تایید شده است. اگر شما هم یکی از موارد زیر هستید مطلب امروز ما کاملا برایتان ایده آل و مناسب است:

 


اگر سرعت خواندنتان خیلی کند است یا در خواندن کتاب مشکل دارید

اگر سرتان شلوغ است و دلتان می خواهد از کتاب خواندنتان نهایت استفاده را ببرید

اگر فکر می کنید که کتاب خوان خوبی هستید

دکتر سئوس جمله ای دارد که می گوید: “هر چه بیشتر بخوانید چیزهای بیشتری یاد می گیرید و هر چه بیشتر یاد بگیرید عملکرد بهتری خواهید داشت”.

 


به احتمال زیاد الان پیش خودتان فکر می کنید: “من تمام زندگی ام در حال خواندن بوده ام. من بلدم که چطور باید کتاب بخوانم.” خب، واقعیت این است که این فکر شما تا حد زیادی درست است. وقتی می توانید این مطلب را بخوانید پس بدیهی است که می توانید بخوانید. حتی ممکن است بتوانید خیلی سریع بخوانید؛ اما خب این مورد درباره همه صدق نمی کند و احتمال اینکه شما هم جزو این دسته باشید کم است.

 

 

 

متاسفانه درست مثل ۹۰% افراد که فکر می کنند مهارت خواندنشان بالاتر از حد متوسط است، شما هم ممکن است از خطاهایی که در این زمینه دارید غافل باشید. نکته دیگر این است حتی اگر بدانید که هنوز جای پیشرفت دارید ممکن است هیچ تصوری از اینکه دقیقا باید چطور شروع کنید نداشته باشید.

 


چطور کتاب بخوانیم؟

کتاب خواندن معمولا به سه دلیل انجام می شود:

 


سرگرمی: برای استراحت، شنیدن یک داستان یا فقط برای گذران وقت

اطلاعات: برای بدست آوردن حقایق و آشنایی بیشتر با جهان

درک: برای گسترش بینش و دیدن جهان از زوایای متفاوت

از بین این سه مورد، کتاب خواندن برای افزایش درک و فهم از جهان پیرامون از همه سخت تر است و تمرکز راهنمای ما هم روی این مورد است. چرا؟ چون اصولا شناخت کار سختیست. این شناخت با خواندن کتاب هایی که فراتر از ما هستند شروع می شود. سپس این کتاب ها ما را به سمت آگاهی از حقایق جدید و گاه ناراحت کننده سوق می دهند و در نهایت با اتخاذ یک دیدگاه کاملا جدید کارمان به پایان می رسد.

 


برای اینکه فاصله خودتان با نویسنده کتاب را به حداقل برسانید اول از همه باید به چهار سوال زیر با اطمینان پاسخ بدهید:

 


موضوع کلی این کتاب چیست؟

جزئیات کتاب در مورد چیست و چطور گفته می شود؟

آیا این کتاب به طور کلی یا جزئی درست و صحیح است؟

آیا مطالب این کتاب برای من مهمند؟

چطور می توانیم به این سوالات جواب بدهیم؟ حقیقت این است که خیلی از ما فکر می کنیم کتاب خواندن عملی منفعل است؛ اما راز خواندن خوب و موثر این است که کتاب خواندن را یک تعامل دو طرف بدانیم. کار نویسنده پرت کردن نظریاتش به سمت شما و هدف شما گرفتن آنهاست. در واقع موفقیت یک کتاب بستگی به نقش شما دارد.

 


برای مطالعه ادامه مطلب کلیک کنید....


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ساعت: ۰۵:۳۵:۳۸ توسط:مهین موضوع: نظرات (0)

چگونه کسی را عاشق خود کنید؟

بخش اول: جذاب و دوست داشتنی باشید.
۱- به خوبی از خودتان مراقبت کنید. ظاهر شما نقش بسیار مهمی در این زمینه ایفا می کند؛ این که شما چطور سلامتی و ظاهر فیزیکی خود را حفظ می کنید، چیزی است که خیلی سریع به چشم دیگران می آید؛ در نتیجه، لازم است که زمان و انرژی بیشتری صرف این قضیه کنید تا راحت تر بتوانید توجه دیگران را به سمت خود جلب کنید. قطعا اگر مراقب سلامتی خود نباشید، مردم متوجه خواهند شد و همین موضوع سبب می شود تا عشق و علاقه آن ها از بین برود.

برای اینکه بهترین به نظر برسید باید ورزش کنید، تغذیه مناسبی داشته باشید، بهداشت را رعایت کنید و لباس های تمیز و مرتبی بپوشید.
از جلب توجه نترسید.
۲- محبوب و مشهور شوید، کاری کنید که مردم شما را فراموش نکنند و به آن ها نشان دهید که توانایی شما بسیار فراتر از کارهای ساده است.

مطمئن شوید که شخصیت شما مشخص می شود؛ به عبارت دیگر قطعا طرف مقابل تان با علایق و سلایق شما آشنا خواهد شد. این که به چیزی علاقه مند باشید، بسیار جذاب است و بدون شک توجه دیگران را جلب می کند.
نسبت به دستاورد های خود مغرور باشید و توانایی های خود را دست کم نگیرید. اعتماد به نفس قابلیتی است که همیشه و در همه حال تحسین برانگیز است ، بنابراین خجالت نکشید و حتما در مورد توانایی ها و دستاورد های خود با طرف مقابل صحبت کنید.
۳- مهربان باشید. با دیگران همان طوری رفتار کنید که دوست دارید با شما برخورد شود. این موضوع ممکن است سخت و مشکل به نظر برسد، ولی واقعیت دارد. اگر می خواهید دیگران با احترام و عزت با شما رفتار کنند، شما هم متقابلا می بایست به آن ها احترام بگذارید. قطعا مردم زودتر عاشق کسی می شوند که شخصیت بسیار بالایی داشته باشد؛ فردی که مودب باشد و با دیگران با احترام برخورد کند، توجه همه را به خود جلب می کند.

۴- معایب خود را نشان دهید. اجازه دهید طرف مقابل با عیوب و نقطه ضعف های شما هم اشنا شود. به عنوان مثال، اگر در حال حاضر خوش اندام و فعال هستید، ولی قبلا فردی تنبل بوده اید، در مورد این تغییر مثبت با طرف مقابل خود حتما صحبت کنید. قطعا هر انسانی عیب هایی دارد، اگر این عیب ها را برای طرف مقابل تان توضیح دهید، قطعا اجازه داده اید که وی با خود واقعی شما آشنا شود و این موضوع بدون شک سبب می شود تا او شما را تحسین کند.


بخش دوم: خود را برای شکست های عشقی آماده کنید.
۱- طوری رفتار نکنید که گویی اذیت نشده اید. بسیاری از مردم این کار را انجام می دهند؛ وانمود می کنند که اصلا این رابطه برایشان اهمیتی ندارد و از این شکست عشقی ناراحت نیستند. این کار اشتباه است. باید احساس خود را نشان دهید.

۲- از نظر احساسی، آمادگی لازم را داشته باشید. برقراری رابطه احساسی کاری بسیار سخت و مشکل است. قبل از این که کسی را عاشق و شیفته کنید، اول مطمئن شوید که آمادگی لازم را برای شروع یک رابطه جدید دارید. اگر نمی توانید روابط گذشته خود را فراموش کنید و یا آمادگی لازم برای تعهد دادن را ندارید، پس لطفا وارد رابطه جدید نشوید و کسی را عاشق و دلباخته خود نکنید.

۳- از خودتان بپرسید آیا این شخص همان فردی است که واقعا می خواهید. احساس خود را نسبت به این شخص در نظر بگیرید. آیا او را دوست دارید؟ باید حتما نسبت به حس عاشقانه خود اطمینان داشته باشید. باید حسی متفاوت تر از حسی که به دوستان خود دارید، نسبت به او داشته باشید. غالبا بیان این تفاوت امری بسیار مشکل است. اگر هنوز عاشق او نیستید، پس آرام تر پیش بروید و عجله نکنید.

۴- در مورد انگیزه های خود خوب فکر کنید. از یک رابطه چه می خواهید؟ در مورد این موضوع خیلی خوب فکر کنید. اگر فقط دنبال کسی هستید که عاشق شما باشد تا با کمک این رابطه جدید بتوانید رابطه قبلی خود را فراموش کنید و یا آتش حسادت کسی را شعله ور کنید، سخت در اشتباهید. حال اگر کسی را می خواهید که سالیان سال با او زندگی کنید و به دنبال رابطه ای هستید که هر دو طرف از آن لذت ببرید و احساس رضایت داشته باشید، پس می توانید ادامه دهید.

۵- اهداف خود را در نظر بگیرید. برای این رابطه اهداف بلند مدت خود را مشخص کنید. اگر هدف شما رابطه ای بلند مدت نیست، پس قطعا منطقی نیست که کسی را عاشق خود کنید. از نظر احساسی این موضوع به زیان هر دو طرف خواهد بود. اگر می خواهید با کسی قرار بگذارید می توانید این کار را انجام دهید ولی اگر هدف تان بلند مدت نیست رابطه را جدی نکنید.

۶- به این جمله باور داشته باشید که گزینه های دیگری هم دارید. گاهی اوقات نمی توانیم رابطه قبلی خود را فراموش کنیم. اما این موضوع نباید آینده شما را تباه کند. نباید فکر کنید که به آخر خط رسیده اید و دیگر با کسی اشنا نخواهید شد. انسان های بسیاری روی این کره خاکی زندگی می کنند. باید رابطه قبلی خود و آن شخص را فراموش کنید. به این فکر کنید که آن شخص مناسب زندگی با شما نبوده است. بالاخره با شخص مناسبی رو به رو خواهید شد و رابطه جدیدی را شروع خواهید کرد.

 

برای مطالعه ادامه مطلب کلیک کنید....


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ساعت: ۰۵:۳۴:۱۳ توسط:مهین موضوع: نظرات (0)

تندخوانی چیست؟

تندخوانی چیست؟
تندخوانی بیشتر روند دریافت و به ذهن سپردن یکباره عبارات یا جملات در یک صفحه است تا شناسایی کلمات به صورت جداگانه.

به نظر می‌رسد میزان اطلاعاتی که پردازش می‌کنیم روز به روز در حال افزایش است. این داده‌ها از طریق ایمیل، گزارشها و وبسایتها، رسانه‌های اجتماعی، کتابها و مجلات در خانه و محل کار به دست ما می‌رسند. احتمالا برای اینکه بتوانیم نسبت به مسائل آگاه باشیم و تصمیمات آگاهانه بگیریم، باید اطلاعات را سریع‌تر دریافت کنیم که این امر باعث می‌شود فشار زیادی را متحمل شویم.


با اینکه برخی افراد به طور طبیعی در خواندن نسبت به سایرین سریعتر هستند، اما اکثر آنها با میانگین سرعت ۲۵۰ کلمه در یک دقیقه یک متن را می‌خوانند. نکته جالب توجه اینست که در صورت مهارت پیدا کردن در تندخوانی، می‌توانید این سرعت را به دو برابر برسانید.


چطور تندخوانی کنیم؟
تمام تکنیکهای تندخوانی یک نکته مشترک دارند و آن هم اینست که: وقتی کلمه‌ای را می‌خوانید از ادا کردن و شنیدن آن در ذهنتان خودداری کنید. این فرآیند به “بیان ذهنی” شناخته می‌شود. به جای این کار، خطوط یا گروهی از کلمات را با یک نگاه اجمالی مرور کنید طوریکه بتوانید کلمات را سریعتر از آنچه می‌توانید بگویید، درک کنید.

یک روش برای پیشگیری از بیان ذهنی، تمرکز بر روی مجموعه‌ای از کلمات به جای تک تک آنهاست. این کار را با شل کردن صورت و “کند کردن” یا دنباله‌دار کردن نگاهتان بر روی صفحه طوریکه کلمات را به صورت واحدهای مجزا و جداگانه نبینید، امکانپذیر است. وقتی این تمرین را انجام دادید، چشمانتان سریعتر یک صفحه را طی می‌کند.


علاوه‌ بر این وقتی به پایان یک خط نزدیک شدید، با استفاده از دید جانبی‌تان چشمانتان را به مجموعه کلمات انتهایی ببرید. این کار به شما کمک خواهد کرد تا از مکثهایی که در خواندن دارید (اغلب در جاهایی که نقطه وجود دارد)، پیشگیری کنید. این یعنی شما با سرعت بیشتری یک خط را طی کرده و به خط بعد می‌روید.

حالا به سه متدی که سرعت خواندنتان را بالا می‌برند، می‌پردازیم:

۱-متد اشاره‌گر
آموزگار مدرسه یوتا، اولین نیلسن وود، یکی از پیشگامان تندخوانی است. در دهه ۱۹۵۰، او ادعا کرد که اگر وقتی متنی را می‌خواند با انگشت آن را خط ببرد، می‌تواند تا ۲۷۰۰ کلمه را در یک دقیقه بخواند.

این روش به متد اشاره‌گر معروف است و گاهی‌اوقات به آن “خط بردن با انگشت” یا “راهنمای متا” نیز گفته می‌شود. همانطور که متن را می‌خوانید یک کارت زیر هر خط نگه دارید و تا انتهای صفحه پیش بروید.

۲-متد خط بردن با مداد
این روش نوعی متد اشاره‌گر است که هنگام خواندن متن، یک مداد زیر خطوط قرار داده یا با آن زیرشان را خط می‌کشید و چشمانتان را روی نوک مداد متمرکز می‌کنید. این متد کمک خواهد کرد تا سرعت خط بردن و تمرکزتان روی کلمات بیشتر شود. اینکه آیا شما واقعا زیر کلمات خط بکشید یا نه، انتخاب خودتان است.

سعی کنید بیشتر از یک ثانیه برای هر خط زمان نگذارید و با اتمام هر صفحه سرعتتان را بیشتر کنید. احتمالا متوجه خواهید شد که در وهله اول اطلاعات کمی را به خاطر می‌سپارید، اما وقتی مغزتان را آموزش دهید و با این تکنیک بیشتر کار کنید، قدرت درکتان هم بیشتر خواهد شد.

نکته: مزیت دو متد اشاره‌گر و خط بردن با مداد اینست که نیازتان برای خواندن دوباره جملات و پرش به عقب کمتر می‌شود و دچار رگرسیون نمی‌شوید.


۳-متد اسکن کردن
اسکن کردن شامل حرکات سریع چشمها در صفحه (اغلب قسمت پایین مرکز) و شناسایی کلمات و عبارات خاص در حین خواندن است. این عبارات می‌توانند اغلب جملات کلیدی (اغلب اولین جمله هر پاراگراف)، نامها، اعداد یا کلمات و ایده‌های نشانه باشند. یادگیری گسترش دید پیرامونی می‌تواند به این فرآیند کمک کند.

در این متد شما هر کلمه ای را نمی‌خوانید اما چشمتان به چیزی که مهم است میافتد تا امکان درک ایده اصلی را داشته باشید. به کارگیری یک نقشه ذهنی برای سازماندهی اطلاعاتی که دریافت می‌کنید، در این متد مفید خواهد بود.

نکته: اپلیکیشنهایی مثل برنامه تندخوان و برنامه تندخوانی و حافظه از تکنیکهایی مثل “ارائه بصری سریالی سریع” جهت آموزش پردازش سریعتر اطلاعات به شما استفاده می‌کنند.


چه زمانی تندخوانی کنیم؟
این تکنیکها همگی می‌توانند به شما کمک کنند تا سریعتر بخوانید، اما آیا برای آنچه می‌خواهید به دست بیاورید، مناسبند؟ تندخوانی کارآمد و موثر توازنی بین سرعت و درک مطلب است. بررسی‌ها نشان می‌دهند مخصوصا اگر پای به خاطرسپاری جزئیات در میان باشد، هر چه تندتر بخوانید، اطلاعات کمتری دریافت می‌کنید. پس اگر می‌خواهید یک سند فنی یا حقوقی پیچیده را بخوانید و زمان کمی دارید، تندخوانی مشخصا چاره کار نیست. در نتیجه اگر اطلاعاتی که می‌خوانید جدید یا ناآشنا هستند یا می‌خواهید آنها را به فرد دیگری آموزش بدهید، منطقی‌تر است که سرعت خواندنتان آهسته‌تر باشد.

فقط وقتی می‌خواهید مباحث یا نتایج اصلی که ارائه می‌دهید را به خاطر بسپارید، متد تندخوانی جواب می‌دهد.


تندخوانی به ویژه اگر وقت دارید و می‌توانید متن را یک بار دیگر هم بخوانید، می‌تواند کمک‌کننده باشد چرا که طبق یکی از بررسی‌های به عمل‌ آمده، تورق سریع یا سطحی خواندن یک متن می‌تواند درک شما را در بار دوم بهبود بخشد.

به طور کلی اگر بخواهید با حرف زدن چیزی را به خاطر بسپارید، باید آهسته‌تر و با سرعت ۱۰۰ کلمه در دقیقه آن را بخوانید. سرعت نرمال برای یادگیری ۱۰۰ تا ۲۰۰ کلمه در دقیقه و برای درک مطلب ۲۰۰ تا ۴۰۰ کلمه در دقیقه است.

سرعت تندخوانی به طور طبیعی ۴۰۰ تا ۷۰۰ کلمه در دقیقه است. سرعت بیشتر از ۵۰۰ تا ۶۰۰ به معنای درک نکردن متن است. البته این مقادیر از شخصی به شخص دیگر متفاوت است.

برای مطالعه ادامه مطلب کلیک کنید....


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ساعت: ۰۵:۳۴:۱۱ توسط:مهین موضوع: نظرات (0)

تفاوت بین سیاره و ستاره چیست؟

ستاره: اولین تفاوت بین این دو کاملاً در تعریف مشخص می شود. ستاره یک صورت فلکی است که نور خود را از طریق واکنش به مرکز خودش تولید می کند . میلیون ها ستاره در آسمان وجود دارد.

سیاره: از طرف دیگر سیاره هم یک صورت فلکی است که در یک نقطه ثابت است. در غیر این صورت به آن مدار گفته می‌ شد . مدار یک مسیر است که اجازه می‌ دهد سیاره به دور ستاره حرکت کند . بزرگ ترین سیاره مشتری است و کوچک ترین سیاره مریخ . به طور کل هشت سیاره وجود دارد، البته ممکن است سیاره های دیگر کشف نشده باشند.


تفاوت ها را بیابید
ظاهر: اولین و مشهودترین تفاوت بین این دو را می توان از طریق مشاهده چشمک هایشان متوجه شد. ستاره ها به طور مداوم در حال چشمک زدن و سوسو زدن و یا همان روشن خاموش شدن هستند . درحالی که سیاره ها این ویژگی را ندارند. اگر با تلسکوپ نگاه کنیم، می بینیم که ستاره ها در اطراف لبه های خود لرزش دارند.

مشاهده میزان روشنایی یکی دیگر از تکنیک‌ هایی است که برای تمایز قائل شدن بین این دو استفاده می شود. سیاره ها معمولاً روشن تر از ستاره ها هستند. علت آن هم این است که سیاره ها نور خورشید را منعکس می کنند که بسیار نزدیک است . در حالی که ستاره ها نور خودشان را پخش می‌ کنند.


جابجایی و حرکت: یکی دیگر از تفاوت‌ های مشهود، این است که ببینیم آیا این صورت های فلکی تکان می خورند یا خیر. همه صورت های فلکی تکان می خورند و این یک حقیقت ثابت شده است. اگرچه ستاره ها و سیاره ها از طریق راه های مختلفی جابجا می شوند.

یک سیاره در طول آسمان شب حرکت می کند و قوانین حرکت از طریق خورشید و ماه را رعایت می کند. بنابراین صورت فلکی که در یک خط صاف حرکت کند، به احتمال زیاد سیاره خواهد بود. ستاره ها الگوی حرکتی چرخشی دارند . گاهی اوقات ممکن است آنها را با هواپیما و ماهواره ها اشتباه بگیریم اما این ها سرعت بیشتری دارند.

بعضی از افراد همچنین از تکنیک های پیشرفته تر برای تشخیص خسوف و کسوف استفاده می کنند. خسوف و کسوف یک بند خیالی است که سیاره ها در طول آن حرکت می کنند. تفاوت تشخیص این کمربند از طریق چشم غیر مسلح کاملاً واضح است اما باید دقت بسیار زیادی برای تشخیص آن وجود داشته باشد.

برای مطالعه ادامه مطلب کلیک کنید....


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ساعت: ۰۵:۳۴:۰۸ توسط:مهین موضوع: نظرات (0)

اصول برخورد با مشتری

سعی کنید در محل کارتان فضایی دوستانه و صمیمی ایجاد کنید.
خودتان و کارمندانتان به هیچ وجه نباید رفتارهای ضد اجتماعی مثل فحش دادن، توهین کردن و یا بی احترامی به مشتری را تحمل کنید.
به این فکر کنید که چه روش هایی برای تشخیص و خنثی کردن زودهنگام مشکلات وجود دارد.
با منطقه محل کارتان آشنا شوید. آشنایی با اطرافتان می تواند در حل مشکلات محلی موثر باشد.
آرام و متین صحبت کنید. اگر مشکلی پیش آمد، خودتان را به مشتری معرفی کنید و برای حل و فصل مناقشه تلاش کنید. این کار واقعا موثر است چون اغلب افراد نسبت به اشخاص آشنا واکنش بهتری نشان می دهند. اگر یکی از مشتریانتان عصبی شد اجازه بدهید خشم خودش را ابراز کند اما خودتان جملات خصمانه و از روی عصبانیت به کار نبرید. به سوالات او به شکل مستقیم و واضح جواب بدهید و سعی کنید او را درک کنید. یادتان باشد به هیچ وجه نباید فحش بدهید و کارمندانتان را هم ترغیب کنید که هرگز فحش ندهند.
به رفتار غیر کلامی تان فکر کنید. فاصله تان را با مشتری رعایت کنید و سعی کنید تماس چشمی مداوم و پایدار با او نداشته باشید. حالت آرامی به خودتان بگیرید و به جای حرکات ناگهانی آرام آرام حرکت کنید. در ضمن حالت چهره تان را آرام و خونسرد نگه دارید. در مواقع تنش و دعوا باید سعی کنید هر نوع علائم استرس و اضطراب را کنترل کنید.
سعی کنید اوضاع را کنترل کنید. تلاش کنید بفهمید چه چیزی مشتری را عصبانی و ناراحت کرده. به او پیشنهاد کمک بدهید و بگویید که تصمیم دارید کارشان را راه بیندازید. برای دور کردن مشتری از محل عجله به خرج ندهید. در عوض با آرامش او را به فاصله گرفتن دعوت کنید. حواستان باشد که از نیر و و قدرت بدنی تان استفاده نکنید. قاطع و محکم اما در عین حال منصف باشید.
اگر فکر می کنید ممکن است شرایط خشونت آمیز شود، اقدامات فوری و پیشگیرانه را انجام دهید. از دوستان مشتری عصبانی بخواهید که در آرام کردن او به شما کمک کنند. اگر اوضاع خیلی تنش زا بود باید هر چه سریعتر با نگهبان یا پلیس تماس بگیرید. علاوه بر این حتما سیاست های امنیتی سازمان یا شرکتتان را به افرادی که آشوب ایجاد کرده اند گوشزد کنید. به آنها بگویید که دوربین های مدار بسته در حال ضبط رفتارشان است.
اگر دچار حمله سارقان شده اید با آنها همکاری کنید اما بیشتر از خواسته شان کاری انجام ندهید. از انجام حرکات ناگهانی یا تلاش برای در رفتن خودداری کنید.
برای مطالعه ادامه مطلب کلیک کنید....


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ساعت: ۰۵:۳۴:۰۲ توسط:مهین موضوع: نظرات (0)